روزی که دنیای بدون صاحب الزمان را به یاد میآوریم:
در الهیات شیعه، غیبت امام دوازدهم دو دوره دارد: صغری و کبری. «انتظار» در این چارچوب نه تعطیلی تاریخ است و نه تسلیم؛ مکانیزمی برای بازسازی عدالت در غیاب رهبر است. این جمله آینده را به گذشته تبدیل میکند: زمانی که «بیامام» بودن، خاطره شود. اگر ظهور رخ دهد، حافظه جمعی چه بخشی از هویت شیعه را بازنویسی میکند؟
راهکار:
این جمله یک پارادوکس زمانی میسازد: از آینده به گذشته نگاه میکند. انگار انتظار، حافظهای معکوس است؛ آدمها بعد از ظهور، «نبودن» را به یاد میآورند. پس این متن فقط امید نیست؛ نوعی دلتنگی پیش از موعد است.