بردن حرف دل به کربلا؛ جایی برای گفتن ناگفتهها:
در روانشناسی به این «اثر شنونده نمادین» میگویند: مغز هنگام گفتوگو با یک مکان مقدس، همان مسیرهای عصبی گفتوگوی واقعی را فعال میکند و سطح کورتیزول پایین میآید. کربلا در اینجا فقط یک شهر نیست؛ یک «ظرف امن» برای افکار ناگفته است که برخلاف آدمها، هرگز با واکنشش به حرفت ضربه نمیزند. اما آیا این میتواند جایگزینِ «گفته شدن» به آدم واقعیِ زندگیات باشد؟
راهکار:
کربلا فقط جغرافیای زیارت نیست؛ در این متن، یک «شنوندهی مطلق» است که قضاوت و پیشداوری نمیکند. پس این کنش را نه «بیپاسخی» بلکه «سپردن امانت به جایی بدان که تا قیامت نگهش میدارد»؛ شاید حالا نوبت آن باشد که همان حرفها را روی کاغذ بیاوری تا از «آنجا شنیده شدن» به «اینجا دیده شدن» برسند.