شعر گله از روزگار و سرنوشت:
در اسطوره یونان، مویراها حتی بر زئوس هم فرمان میراندند؛ اما رواقیها میگفتند تقدیر را نمیشود تغییر داد، واکنش به آن را میتوان. این «آمور فاتی» است: عشق به سرنوشت. پس «روزگار» هم فشار میآورد، اما معنا را فقط ما میسازیم. کدام واکنش، زندگیات را تا امروز شکل داده؟
راهکار:
روزگار را میشود مثل یک همکار بدقلق دید: نه دشمن، نه قاضی؛ فقط بستری که تو در آن انتخاب میکنی. اگر این بیت را ادامه بدهی، بهجای پرسش «چه کردی؟»، بنویس «چه یادم دادی؟» این چرخش، نقطهی چرخش روایت است.