برگهها…
شاید قهر کردهاند؛
چون از دستان من دورند،
بسیار دور.
آیا میدانند
من تا چه اندازه ضعیف شدهام؟
نه
پاسخی نمیدهند
من هم قهر میکنم،
و دست از نوشتن برمیدارم
کاش این اتاقِ سرد
احساس داشت
حتی اگر آتش بگیرد،
باز هم سرد است،
سرد.
و من
دچار سرمای همین اتاق شدهام؛
اتاقی که در آن
همه با هم قهرند:
من با برگهها،
برگهها با من،
و گرما
با خودِ اتاق.
جالب است،
نه؟
قبول دارم
تلخ است.
اما
یاد گرفتهام دوستش داشته با️
شاید قهر کردهاند؛
چون از دستان من دورند،
بسیار دور.
آیا میدانند
من تا چه اندازه ضعیف شدهام؟
نه
پاسخی نمیدهند
من هم قهر میکنم،
و دست از نوشتن برمیدارم
کاش این اتاقِ سرد
احساس داشت
حتی اگر آتش بگیرد،
باز هم سرد است،
سرد.
و من
دچار سرمای همین اتاق شدهام؛
اتاقی که در آن
همه با هم قهرند:
من با برگهها،
برگهها با من،
و گرما
با خودِ اتاق.
جالب است،
نه؟
قبول دارم
تلخ است.
اما
یاد گرفتهام دوستش داشته با️
3.2
شعر تنهایی احساس تنهایی در نوشتن سرمای عاطفی قهر کردن و سکوت دلتنگی و اتاق سرد پدیده «سکوت به عنوان قهر» در روانشناسی یکی از قوی...