دلتنگی برای کوبی برایانت و جهانهای موازی:
در تعبیر جهانهای چندگانهٔ هیو اورت، هر رویداد تصادفی، جهان را به شاخههایی تقسیم میکند؛ یعنی نسخهای از واقعیت وجود دارد که آن سانحه هرگز رخ نداد و برایانت هنوز بازی میکند. مغز ما هم این ایده را میفهمد، چون خاطره را مثل فایل ذخیره نمیکند؛ هر بار آن را از نو بازسازی میکند. پس «دیدن دوباره» نه فقط فیزیک، که یک شبیهسازی عصبی است. اگر بینهایت نسخه از تو هست، آن نسخهای که این جمله را ننوشت کجاست؟
راهکار:
مرگ در این جهان، پایان همه نسخهها نیست؛ در فیزیک کوانتوم، هر احتمالِ محققنشده شاخهای جدا دارد. شاید همین فکر، سوگ را از یک «نبودن» ساده به یک «بودن در جای دیگر» تبدیل کند، حتی اگر فقط در خیال ما باشد.