احساس دوری از همه چیز در ایران؛ از عشق تا امنیت:
در روانشناسی اجتماعی، پدیدهای به نام «محرومیت نسبی» وجود دارد: وقتی مقایسه با دیگران ممکن شود، دردِ نداشتن چند برابر حس میشود. از طرفی اثر مجاورت نشان میدهد عشق و اعتماد با فاصله فیزیکی همبستگی منفی دارد، حتی با ویدئوکال. نظریه سطح تفسیر هم میگوید وقتی اهداف از دسترس خارج باشند، مغز آنها را انتزاعیتر پردازش میکند و انگیزه کم میشود. یعنی «دور بودن» شاید بیش از آنکه واقعیت بیرونی باشد، یک معماری ذهنی ساختهی محدودیتهاست. آیا اگر همهچیز در دسترس بود، باز هم چیزی برای آرزو میماند؟
راهکار:
این حس یک تجربه جمعی است؛ گویی ایران نه فقط یک مکان، بلکه یک حالت ذهنی است که فاصله را از درون میسازد. حتی با وجود اینترنت و اتصال جهانی، نزدیک بودن جغرافیایی به خانه و در عین حال دور بودن از خواستهها، نوعی غربت معکوس است که نسل امروز آن را بیصدا تجربه میکند.