بازگشت به افسانهها؛ جایی که روح جا مانده است:
کارل یونگ میگفت اسطورهها رؤیاهای جمعی بشرند؛ یعنی دلتنگی برای افسانه، بازگشت به نقشههای کهن ناخودآگاه است. جوزف کمبل این الگوی مشترک را «سفر قهرمان» نامید و آن را در همه فرهنگها ردیابی کرد. در واقع هر بار که روح در افسانه جامیماند، روان در حال بازیابی هویت گمشدهی خویش است. آیا افسانهها فقط فرارند یا زبان مادری روان ما؟
راهکار:
افسانهها آینهی ناخودآگاهاند؛ این حس جاماندگی را میشود نقطهی شروع یک روایت شخصی کرد و در قالب یک داستان کوتاه یا پادکست اسطورهای بازآفرینی کرد.