قدمزدن در کوچههای بیوفایی: چرا رها کردن گذشته سخت است؟:
پدیده «تقویت متناوب» در روانشناسی اعتیاد به آدمها را توضیح میدهد: وقتی وفاداری و بیوفاییِ کسی مثل دستگاه اسلاتِ نامنظم پاداش میدهد، دوپامین مغز همان الگوی قمارباز را فعال میکند؛ برای همین ذهن در کوچههای بیوفایی میماند، نه چون عشق عمیق است، بلکه چون منتظرِ بردِ بعدی است. آیا این را میشود عشق نامید؟
راهکار:
بازنویسیِ این تصویر: «از میانِ من گذشتی» یعنی او حرکت کرده؛ اما کسی که هنوز در کوچهها قدم میزند، انتخاب کرده در جغرافیای خاطره بماند. کوچههای بیوفایی مالِ تو نیست؛ تو فقط نقشهای را نگه داشتهای که او هیچوقت جای پایش را روی آن نگذاشته.