باران که میبارد، آسمان انگار عقدهی
قرنها گریه را یکجا خالی میکند؛
ابرها مثل دلِ من، سنگین و فروخوردهاند
و کوچه بوی خاطرههای خیسِ قدیمی میدهد
همان روزهایی که خندهها بیچتر میآمدند و بیبهانه میماندند.اکنون هر قطره، میخِ کوچکیست
بر تابوتِ یک «ما»ی ازدسترفته؛ و دلتنگی،
آرام و پیوسته، سقفِ سینه را میکوبد و درهم میشکند.
️
قرنها گریه را یکجا خالی میکند؛
ابرها مثل دلِ من، سنگین و فروخوردهاند
و کوچه بوی خاطرههای خیسِ قدیمی میدهد
همان روزهایی که خندهها بیچتر میآمدند و بیبهانه میماندند.اکنون هر قطره، میخِ کوچکیست
بر تابوتِ یک «ما»ی ازدسترفته؛ و دلتنگی،
آرام و پیوسته، سقفِ سینه را میکوبد و درهم میشکند.
️
4.0
غمگین تنهایی باران و غم فراق بوی باران و خاطره دلتنگی بعد از باران کوچه باران خورده پِتریکور، همان بوی خاک بارانخورده، ترکیبی از روغ...