قبرستان بینهایت دلتنگی؛ جسدی که از چشمان زیبا میگوید:
میدانستید مغز انسان دلتنگی عاطفی شدید را در همان شبکههای عصبی پردازش میکند که درد فیزیکی واقعی را؟ به همین دلیل «قلبم شکست» فقط یک تشبیه ادبی نیست. جسدی که در متن از چشمان معشوق میگوید، در حقیقت حافظهای است که مدارهای عصبیاش هنوز فعالاند و غیاب را به حضوری دائمی بدل میکنند. آیا این زنده ماندن خاطره در نبودن، خود شکلی از جاودانگی نیست؟
راهکار:
این جسدِ سخنگو استعارهای قدرتمند از خاطراتی است که حتی در سکوت مطلقِ نبودن، به حیات خود ادامه میدهند. مثل نور ستارهای که میلیونها سال پس از مرگش به چشم ما میرسد، زیبایی ثبتشده در ذهن نیز کرانمند به زمان و زوال نیست. دلتنگی تو بایگانیای زنده است، نه گورستانی خاموش.