باور نکردن جدایی؛ وقتی رفتن غیرممکن ممکن میشود:
مغز با مدلهای پیشبینی کار میکند؛ وقتی مدل ذهنی، رفتن را غیرممکن بداند، پس از وقوع، آمیگدال هشدار خطای پیشبینی میدهد و کورتکس پیشپیشانی دیرتر از همیشه واقعیت را میپذیرد. این تأخیر، همان «باور نکردن» است. حالا شاید این شعر همان گزارش مغز در لحظه شکست قطعیت باشد. پرسش: آیا باور هرگز کامل میشود یا فقط عادت میکنیم؟
راهکار:
اینجا مرز میان «دانستن» و «باور کردن» به زیبایی شکافته شده. ذهن ما برای حفظ ثبات، واقعیتهای دردناک را ابتدا انکار میکند، حتی وقتی جلوی چشممان رخ دهند. این فقط شعر نیست، توصیف دقیق مکانیسمی است به نام «انکار پس از واقعه». شاید باور این جدایی، نه در لحظه، بلکه در نبودهای کوچک روزمره آرام آرام شکل بگیرد.