وقتی عشق به بخشی از وجودت تبدیل میشود:
در روانشناسی، به این پدیده «همآمیختگی هویت» (Identity Fusion) میگویند: جایی که مرزهای خود و دیگری چنان کمرنگ میشود که شخص حاضر است برای معشوق بمیرد. جالب است که این حالت همان مسیر عصبی را فعال میکند که هنگام تشخیص «خود» از دیگران در مغز سرکوب میشود! آیا این شدت احساس، نوعی اعتیاد عاطفی محسوب میشود؟
راهکار:
اگر این حس را به زبان روزمره ترجمه کنیم، شاید بتوان گفت که عشق گاهی مرز بین «من» و «تو» را محو میکند. اما پژوهشهای نوروساینس نشان میدهد که همین محو شدن مرزها در مغز، با فعال شدن ناحیهٔ شکنج زبانی و کاهش فعالیت قشر پیشپیشانی همراه است. شاید جالب باشد بپرسیم: آیا این یکی شدن با دیگری، ما را قویتر میکند یا آسیبپذیرتر؟