عادت به نرسیدن؛ ریشهها و راههای شکستن آن:
این جمله یادآور پدیدهای در روانشناسی به نام «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness) است. در آزمایشهای سلیگمن، سگهایی که شوکهای غیرقابل گریز دریافت میکردند، بعداً حتی وقتی راه فرار باز بود، تلاش نمیکردند. مغز انسان هم وقتی بارها تلاش بینتیجه میبیند، مدارهای امید را خاموش میکند. اما نکتهی مهم: این یک الگوی برگشتپذیر است. سوال برای جامعه: آیا تا حالا توانستهاید از چرخهی «عادت به نرسیدن» خارج شوید؟
راهکار:
اگر «نرسیدن» برایتان تبدیل به عادت شده، شاید زمان آن رسیده که الگوی تلاشتان را تغییر دهید. روانشناسی میگوید «درماندگی آموختهشده» وقتی رخ میدهد که بارها به نتیجه نرسیم؛ اما با هدفهای کوچک و مشخص میتوان این چرخه را شکست. مثلاً بهجای «میخواهم موفق شوم» بگویید «امروز ۱۰ دقیقه روی یک مهارت کار میکنم».