آدمها میدانند چه میکنند؛ باور کن:
در روانشناسی اجتماعی به این پدیده «خطای بنیادی اسناد» میگویند: ما رفتار آزاردهنده دیگران را به نیت و شخصیتشان نسبت میدهیم، اما رفتار خودمان را به شرایط. از طرفی مطالعات نشان میدهد وقتی فرد از رابطه سود میبرد، آستانه توجیه رفتارش پایین میآید و «نمیدانستم» اغلب یک سپر شناختی است، نه واقعیت. مغز برای کاهش ناهماهنگی شناختی، خاطره نیت را بازنویسی میکند تا فرد خودش را بد نداند. هرچه رابطه نزدیکتر باشد، این بازنویسی سریعتر اتفاق میافتد.
راهکار:
جالب اینجاست که مغز ما برای بقا، رفتار مبهم دیگران را تهدید تفسیر میکند؛ اما «دانستن» همیشه با «قصد تخریب» یکی نیست. گاهی آدمها درگیر خودشان هستند و آگاهیشان از اثر رفتارشان، بعد از ماجرا میآید. تلختر از خیانتِ آگاهانه، بیتفاوتیِ ناخودآگاه است؛ اولی درد دارد، دومی کل رابطه را بیاعتبار میکند.