نه، من او را ندیدم. اما شنیدم که چشمهایش دریاییاند با موجهایی که ساحل نمیشناسند. شب در دیدگانش پر ستاره است و ماه چنان پرنور میتابد که گویی به دنبال تسخیر دل های پژمرده خاطری چون دل من است.
نگذاشتند ببینمش. در آخر همان چشمهایش سدی شدند میان او و تمام او. چه تناقض شیرینی!️
نگذاشتند ببینمش. در آخر همان چشمهایش سدی شدند میان او و تمام او. چه تناقض شیرینی!️
-
عاشقانه فلسفی چشمهای دریایی تناقض عشق دل پژمرده ساحل ناشناخته در روانشناسی شناختی، «اثر زیگارنیک» نشان میدهد ذه...