تو همان قهوه تلخ قلب منی؛ عاشقانهای به وسعت چشمهایت:
طعم تلخ فقط یک استعاره نیست؛ مغز ابتدا تلخی را «هشدار سم» تفسیر میکند، اما کافئین با مسدود کردن آدنوزین، دوپامین آزاد میکند و همان تلخی را به پاداش تبدیل میکند. عشق هم دقیقاً همین است: سیستم دوپامین و اکسیتوسین، اضطراب و لذت را همزمان فعال میکند. پس این دلِ مبتلا احتمالاً فقط عاشق نشده؛ معتادِ یک فنجانِ خاص شده است. کدام جرعه از نگاه او هنوز در رگهایت میجوشد؟
راهکار:
خودت را قربانی این تلخی نکن؛ تو انتخاب کردهای که این فنجان را بنوشی. تلخیِ نگاه کسی، وقتی با اختیار نوشیده شود، دستورِ پختِ عشق است. در ادامه، طعمِ بعد از آن تکفنجان را هم توصیف کن؛ جایی که تلخی به شیرینیِ حضورش گره میخورد.