خاکِ گلِ مصنوعی؛ روایتی از عشق یکطرفه:
در روانشناسی به این حالت «خطای هزینهی هدررفته» میگویند؛ آدمها وقتی برای چیزی وقت و احساس گذاشتهاند، حتی با دیدن نشانههای ساختگیبودن، باز هم به آن چسبیدهاند. جالبتر اینکه مغز در مواجهه با عشق، حتی اگر طرف مقابل مصنوعی باشد، دوپامین ترشح میکند؛ شبیه اثر دارونما. گل مصنوعی نیازی به خاک ندارد، ولی خاکِ صادق همانجا میماند و فاسد نمیشود. چرا ماندن در نقشِ خاک برای چیزی که ریشه ندارد، اینقدر وسوسهکننده است؟
راهکار:
این متن را میشود از زاویهی «سرمایهگذاری عاطفی روی پروژههای بیبازده» خواند؛ خاکِ صادق حتی اگر به گل مصنوعی برسد، خودش را از دست نمیدهد. گل مصنوعی ریشه نمیسازد، اما خاک همانقدر حاصلخیز میماند برای چیزی که واقعاً میتواند جوانه بزند.