او دختری آفتابرخسار بود؛ چهرهای گرم و درخشان، همانند آفتاب. از آن دخترهایی بود که حتی در شلوغترین مکانها نیز، بیآنکه بخواهد، در چشمها میآمد. تار موهایش، گویی قصیدهای غزلگونه در هم تنیده بود. کسانی که از دور به او خیره میشدند، میگفتند: او دختریست مانند خورشید؛ دستنیافتنی و زیبا.
بعضیها او را پرغرور میخواندند، یا حتی میگفتند جز خودش به کسی نیاز ندارد. اما همهٔ آنها تنها چیزی را میگفتند که از دور¹️
بعضیها او را پرغرور میخواندند، یا حتی میگفتند جز خودش به کسی نیاز ندارد. اما همهٔ آنها تنها چیزی را میگفتند که از دور¹️
3.8
تنهایی فلسفی دختر زیبا و مغرور قضاوت از روی ظاهر تنهایی در جمع اثر هالهای آیا میدانستید روانشناسان به این پدیده «اثر هالها...