مرگ جوانان و آرزوی درخت شدن؛ شعری برای ادامه:
در دفن سبز، بدن انسان در غلافی قرار میگیرد که با تجزیه، مستقیم به ریشه درخت غذا میرساند؛ یعنی مردن و درخت شدن فقط استعاره نیست، یک فناوری خاکسپاری است. از سوی دیگر کاغذ دفتر مشق از سلولز درخت ساخته میشود؛ پس هر دفتر زیر دست کودک، درختی است که پس از قطع شدن به زندگی دوم رسیده. این جمله چرخه را وارونه میکند: انسان به درخت، درخت به دفتر، دفتر به خاطره. این زنجیره همان «جاودانگی نمادین» در روانشناسی وجودی است که اضطراب مرگ را کاهش میدهد.
راهکار:
این تصویر را میتوان یک بیانیه بقا خواند: «درخت شدن» و بعد «دفتر زیر دست کودک شدن» یعنی عبور از مرگ فردی به ماندگاری جمعی؛ انگار هویت در دیگری ادامه پیدا میکند. این همان ایدهای است که در روانشناسی وجودی به «جاودانگی نمادین» نزدیک است: آدمها با اثری که در دیگران میگذارند، از اضطراب نابودی فاصله میگیرند.