جمال روی یارتابی کرانه روشن است.نه به اندازهءدیدن نه به وسعت گفتن.به روشنی صبح به
صفای آینه به بی مرزی نوردل اگر
چشم داشته باشددرهرنگاه روی
رامی بیندوجان اگربیدارباشددرهر
نفس آن روشنی رامی شنودجمال
اوکرانه چشم ماست.که تنگ است
وروشنی تا بی کرانه است.اگرپرده ای باشدازماست پس ای دل پردا راکنار بزن چشم را بشوی وبگذارتا
بی کرانه روشن بمانی که جمال روی یارتابی کرانه روشن است
عارف.ل.اوص د🌹🌹🌹+
️
صفای آینه به بی مرزی نوردل اگر
چشم داشته باشددرهرنگاه روی
رامی بیندوجان اگربیدارباشددرهر
نفس آن روشنی رامی شنودجمال
اوکرانه چشم ماست.که تنگ است
وروشنی تا بی کرانه است.اگرپرده ای باشدازماست پس ای دل پردا راکنار بزن چشم را بشوی وبگذارتا
بی کرانه روشن بمانی که جمال روی یارتابی کرانه روشن است
عارف.ل.اوص د🌹🌹🌹+
️
3.9
شعر مذهبی دیدن جمال یار کنار زدن پرده دل صفای آینه دل شهود عارفانه در سنت عرفانی، «جمال» نه صفتی در شیء بلکه نسبتی می...