وقتی همه چیز حتی غروب هم غمگین به نظر میرسد:
در روانشناسی شناختی، پدیدهای به نام «خطای پاتتیک» داریم: مغز افسرده با کاهش سروتونین، رنگها را ماتتر و صداها را خفهتر پردازش میکند و در نتیجه غمِ درون را به درختان و غروب فرافکنی میکند. این یک توهم محض نیست، بلکه شیمی مغز واقعاً ادراک محیط را تغییر میدهد. جالب اینجاست که بر اساس مطالعهای در دانشگاه هاروارد، افراد غمگین جزئیات بصری منفی را ۲۰٪ سریعتر تشخیص میدهند. پس آن غروبِ غمگین، در واقع ساختهی یک مغز فوقالعاده حساس است، نه حقیقت بیرون.
راهکار:
جهان بیرون چیزی جز آینهای از وضعیت درونی تو نیست. این غمِ فراگیر که در درختان و خیابانها میبینی، در واقع فریادِ خاموش حساسیتِ بالای توست، نه عیبی در هستی. شاید این نخستین بار است که چشمانت لایههای پنهانِ واقعیت را صادقانه میبینند و به جایش، این تویی که به عمق چیزها نفوذ کردهای.