شعر عاشقانه دلتنگی و دیدار از دور:
در فیزیک، هر «دیدن» یعنی رسیدن نوری که مدتها پیش راه افتاده؛ ستارهها را همیشه در گذشتهشان میبینیم. عاشقِ دور هم تصویری از دیروزِ معشوق را میبیند، نه امروزش. پارادوکس زنون هم میگوید برای رسیدن باید بینهایت نیمفاصله را طی کنی؛ پس «از دور دیدن» همیشه دیدنِ نرسیدن است. آیا این دیدن، اوست یا خاطرهاش؟
راهکار:
شرطهای محال، اعتراف پنهانِ عاشق است: وقتی دلتنگی از حد میگذرد، ذهن قوانین طبیعت را هم مذاکرهپذیر میبیند. همین «اگر»های غیرممکن، صادقانهتر از هر وعدهٔ دیدارند؛ چون نشان میدهند برای یک نگاه، حاضر است جهان را بازنویسی کند.