چرا دیوانگی را میپرستیم؟:
تحقیقات علوم اعصاب نشان میدهد که «دیوانگی» اغلب با کاهش فعالیت قشر پیشپیشانی (مرکز کنترل و منطق) و افزایش فعالیت آمیگدال (مرکز هیجان) همراه است. این یعنی مغز عمداً میانبر هیجانی را به مسیر منطقی ترجیح میدهد. جالب اینجاست که بسیاری از نوابغ هنر و علم مثل ونگوگ و ناباکوف در لحظات «دیوانگی» به اوج خلاقیت میرسیدند. آیا این انتخاب میان خرد و شیدایی، یک سوئیچ عمدی است یا اجبار ناخودآگاه؟
راهکار:
این نگاه بهظاهر متناقض، ریشه در فلسفهٔ «خلسه و عقلگریزی» دارد: از نیچه تا مولانا، دیوانگی را نوعی فراروی از قفس عقلانیت میدانستند. برای ادامه، میتوانی این سوال را بپرسی: «آیا دیوانگیای که میپرستیم، همان خلاقیت و جسارت است یا بیخیالیِ نابودکننده؟»