ادامه پارت دوم | همسایهی طبقه بالا
آرا زیر لب غر زد:
«چه آدم از خودراضیای...»
پسر بدون اینکه چیزی بگوید، از کنارش رد شد.
آرا موقع رفتن، یواشکی ادایش را درآورد و گفت:
«وااای... با چشم باز بدووو!»
همان لحظه پسر برگشت.
آرا سریع صاف ایستاد و با لبخند مصنوعی گفت:
«روز خوبی داشته باشید!»
پسر فقط سری تکان داد و رفت.
چند دقیقه بعد...
آرا نفسنفسزنان وارد کلاس شد.
معلم گفت:
«خوشبختانه نفر جدید کلاس هم همین الان رسید.»️
آرا زیر لب غر زد:
«چه آدم از خودراضیای...»
پسر بدون اینکه چیزی بگوید، از کنارش رد شد.
آرا موقع رفتن، یواشکی ادایش را درآورد و گفت:
«وااای... با چشم باز بدووو!»
همان لحظه پسر برگشت.
آرا سریع صاف ایستاد و با لبخند مصنوعی گفت:
«روز خوبی داشته باشید!»
پسر فقط سری تکان داد و رفت.
چند دقیقه بعد...
آرا نفسنفسزنان وارد کلاس شد.
معلم گفت:
«خوشبختانه نفر جدید کلاس هم همین الان رسید.»️
2.3
طنز دخترانه ادامه داستان همسایه طبقه بالا داستان طنز مدرسه همکلاسی جدید سوتی بامزه پدیده «اثر نورافکن» میگوید ما فکر میکنیم سوتیها...