حکایت سربازی که عشقش عاشق پستچی شد:
در روانشناسی به این میگویند «اثر آشنایی صرف»: فقط تکرار قرار گرفتن در معرض یک شخص، بدون هرگونه تعامل عمیق، میتواند احساس مثبت ایجاد کند. پستچی هر روز درِ خانه بود، سرباز فقط نامه. نتیجه: انتقال عاطفی ناخودآگاه. به نظرتان این «نزدیکی فیزیکی» بر «نزدیکی عاطفی» میچربد؟
راهکار:
این داستان یادآور یک اصل روانشناختی به نام «اثر مجاورت» است: هرچه بیشتر کسی را ببینیم، احتمال وابستگی بیشتر میشود. شاید اگر سرباز نامههایش را کوتاهتر مینوشت و زمان بیشتری برای حضور فیزیکی نمیگذاشت، نتیجه فرق میکرد.