پارت سوم ۵: پروانه سیاه
کای پوزخندی زد که بیشتر شبیه نیش بود تا لبخند. «خب، پس شاید لازم باشه چند دقیقهی دیگه منتظر بمونی تا اون لیمونادِ مزخرف از روی لباسم پاک بشه… و بعد اون وقت شاید بهت فکر کنم.»
او به سمت نیمکت برگشت، اما نگاهش هنوز روی رونیکا بود. انگار داشت او را میسنجید. رونیکا هم ایستاده بود، با قلبی که تند میزد، با وجود لکهی چسبناک روی لباس کای و با طعم تلخ پیروزی در دهانش.
ادامه داستان توی پیجمه🎀️
کای پوزخندی زد که بیشتر شبیه نیش بود تا لبخند. «خب، پس شاید لازم باشه چند دقیقهی دیگه منتظر بمونی تا اون لیمونادِ مزخرف از روی لباسم پاک بشه… و بعد اون وقت شاید بهت فکر کنم.»
او به سمت نیمکت برگشت، اما نگاهش هنوز روی رونیکا بود. انگار داشت او را میسنجید. رونیکا هم ایستاده بود، با قلبی که تند میزد، با وجود لکهی چسبناک روی لباس کای و با طعم تلخ پیروزی در دهانش.
ادامه داستان توی پیجمه🎀️
3.0
عاشقانه تیکه دار دیالوگ تیکه دار داستان پروانه سیاه کای و رونیکا تلخ پیروزی پیروزی پیرهی (Pyrrhic Victory) مفهومی در روانشناسی...