جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

داستان کوتاه جنایی

1 پست
متن های داستان کوتاه جنایی / بهترین متن داستان کوتاه جنایی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
جیغ پارت ¼
تند تند به اون کیسه بوکس لعنتی مشت میزد و خون ازش می‌ریخت
با صدای بلند و عربده گفت :منو میشناسی هااا بگو منو میشناسی میدونی من کیم
میدونییییییییی؟!
که یهو صدای بادیگارد وفادارش میاد که میگه: آقا محموله ها تو انباره و آوردنش
+چند تاست
-فیکس 199 تاست آقا
+خودت شمردیشون؟!
-بله آقا مطمئن باشین درسته


ادامه دارد...
-
عصبانی شاخ بادیگارد و محموله داستان کوتاه جنایی کیسه بوکس و عصبانیت مشت زدن و هویت
آیا می‌دانستید مشت زدن به کیسه بوکس باعث ترشح اندو...

داستان کوتاه جنایی: مشت زدن و محموله ۱۹۹ تایی:

آیا می‌دانستید مشت زدن به کیسه بوکس باعث ترشح اندورفین می‌شود، اما تحقیقات نشان می‌دهد تمرینات رزمی گاهی پرخاشگری را کانالیزه نمی‌کند؛ بلکه آن را در مغز تثبیت می‌کند. این شخصیت با فریاد «منو میشناسی» در واقع دارد هویت خود را از طریق خشونت اثبات می‌کند. آیا این رفتار یادآور سندرم «رودررویی با خود» نیست؟

راهکار:

نویسنده می‌تواند در ادامه، محتوای محموله را فاش کند (مثلاً اسلحه یا مواد) تا تنش را افزایش دهد و یک پیچش داستانی ایجاد کند.

مشابه ها