👀اما هیچ جوابی نداد و دوباره پرسیدم
باز هم سکوت.
تعجب کرده بودم
توی تمام سال های زندگی مشترکمون هیچ وقت این طوری منو نادیده نگرفته بود
درست همون لحظه... دختر بزرگم وارد آشپزخونه شد
ازش خواستم یه لیوان آب برام بیاره؛
اما اون هم انگار نه انگار که من اونجام...
یعنی چی !
چه خطایی از من سر زده اینا جوابمو نمیدن ؟؟
اومدم بپرسم چیزی شده که...
همسرم به دخترم گفت برو باباتو صدا کن خیلی خوابیده!!!
خشگم زد😕
پارت2️
باز هم سکوت.
تعجب کرده بودم
توی تمام سال های زندگی مشترکمون هیچ وقت این طوری منو نادیده نگرفته بود
درست همون لحظه... دختر بزرگم وارد آشپزخونه شد
ازش خواستم یه لیوان آب برام بیاره؛
اما اون هم انگار نه انگار که من اونجام...
یعنی چی !
چه خطایی از من سر زده اینا جوابمو نمیدن ؟؟
اومدم بپرسم چیزی شده که...
همسرم به دخترم گفت برو باباتو صدا کن خیلی خوابیده!!!
خشگم زد😕
پارت2️
-
فانتزی و تخیلی روانشناسی پارت دوم داستان تجربه نزدیک به مرگ دیدن خود از بیرون داستان خروج از بدن در علوم اعصاب، تحریک ناحیه گیجگاهی-آهیانهای مغز م...