چرا هر آدمی به یک نفر خاص نیاز دارد؟:
روانشناسان این نیاز را «تعلق» مینامند؛ بامایستر و لیری نشان دادند محرومیت از تعلق، عملکرد شناختی را افت میدهد و همان مناطقی از مغز را فعال میکند که درد فیزیکی فعال میکند. از نگاه عصبشناسی، حضور یک چهره آشنا و امن، ترشح کورتیزول را کاهش میدهد و آستانه تحمل ابهام را بالا میبرد. به همین دلیل «خاص بودن» صرفاً شعار نیست؛ یک میانبر زیستی برای تنظیم هیجان است. آیا ما واقعاً دنبال یک نفر میگردیم یا دنبال نسخهای از خودمان که در نگاه او آرامتر است؟
راهکار:
این نیاز در واقع جستوجوی «همتنظیمی» است؛ مغز ما به دنبال کسی میگردد که در کنارش سیستم عصبیاش آرامتر شود. پس شاید «خاص بودن» کمتر به نادر بودن آدمها مربوط باشد و بیشتر به ظرفیت دو نفر برای ساختن زبانی مشترک که در آن امنیت تجربه میشود.