غربت و خستگی از دیار بیهمنفس:
در روانشناسی به این حس «درد اجتماعی» میگویند. جالب اینجاست که اسکنهای مغزی نشان داده طردشدگی و تنهایی، همان نواحی مغز را فعال میکند که درد فیزیکی فعال میکند – یعنی مغز ما تنهایی را مثل یک ضربه واقعی پردازش میکند. بد نیست بدانیم این سازوکار تکاملی است: اجداد ما وقتی از گروه جدا میشدند، در خطر بودند، پس مغز یاد گرفت تنهایی را بهعنوان زنگ خطر ثبت کند. سوال: آیا این غربت، جغرافیایی است یا احساسی که در خانهٔ خودت هم همراهت میآید؟
راهکار:
این حس غربت، ریشه در نیاز عمیق انسان به «تعلق» دارد. شاید بتوانی با نوشتن یک خاطره یا یک مکان آشنا که بوی خانه میدهد، پلی بین این دو جهان بزنی. یا حتی یک پیام کوتاه به کسی بدهی که حس همنفسی با او داری. گاهی غربت با یک لبخند ناشناس هم کمرنگ میشود.