کسی نجاتناپذیر نیست، این ماییم که رها میکنیم:
در روانشناسی اجتماعی پدیدهای داریم به نام «خطای اسناد بنیادین»: ما تمایل داریم شکستهای دیگران را به ذاتشان نسبت دهیم و شرایط را نادیده بگیریم. به همین دلیل بسیاری را «اصلاحناپذیر» میبینیم، غافل از اینکه اگر همان فشار محیطی بر خودمان وارد میشد، شاید بدتر رفتار میکردیم. مغز ما برای صرفهجویی در انرژی، برچسب میزند؛ درحالیکه انعطافپذیری عصبی ثابت کرده شخصیت تا پایان عمر قابل بازآرایی است. پس «نجاتناپذیر» بیش از آنکه واقعیت باشد، میانبری ذهنی برای توجیه دست کشیدن ماست.
راهکار:
این جمله بازتابی از «خطای اسناد بنیادین» است: ما ظرفیت تغییر دیگران را کمتر از آنچه هست میبینیم. اگر احساس میکنی فردی نجاتیافتنی نیست، از خود بپرس: «اگر در شرایط او بودم، چه چیزی میتوانست نجاتم دهد؟» این پرسش قضاوت را متوقف و همدلی را فعال میکند.