طنز تلخ درباره سطحینگری و معرفتنمایی:
در روانشناسی شناختی به این «توهم دانش» میگن: مغز ما وقتی با واژهای آشناست، احساس میکنه عمقش رو هم میفهمه. جالبه که تو مطالعه قدیمی، افرادی که فقط «معرفت» رو شنیده بودن، به خودشون نمره فهم بالایی میدادن. این پدیده رو اولین بار سقراط با «ندانستن خود را دانستن» مطرح کرد. سوال اینجاست: تا کجای معرفت واقعی رو ما فقط از روی اسمش قضاوت میکنیم؟
راهکار:
این جمله یادآور «نظریه دانینگ-کروگر»ه: کسی که کمدانسته، بیش از حد به سطحیترین لایه دانشش مطمئنه. شاید بهتر باشه ببینیم خودمون تو کدوم حوزهها فقط «املای معرفت» رو بلدیم؟