پارت اول رمان ( در هوای لس انجلس❤️🩹)
هوای لسآنجلس، گرم و پر از عطر گلهای یاس بود. «جنی» در آپارتمانش، در حالی که به بیرون خیره شده بود، لبخندی محو بر لب داشت. اجرای دیشب، هرچند موفقیتآمیز بود، اما سنگینی تنهایی را در دلش باقی گذاشته بود. او به دنبال کسی بود که بتواند در هیاهوی زندگیاش، آرامشی واقعی بیابد.
ناگهان، پیامکی از «لیسا» دریافت کرد: «بیداری؟ دلم هوای قهوه کرده. میای بریم همون کافه همیشگی؟» ️
هوای لسآنجلس، گرم و پر از عطر گلهای یاس بود. «جنی» در آپارتمانش، در حالی که به بیرون خیره شده بود، لبخندی محو بر لب داشت. اجرای دیشب، هرچند موفقیتآمیز بود، اما سنگینی تنهایی را در دلش باقی گذاشته بود. او به دنبال کسی بود که بتواند در هیاهوی زندگیاش، آرامشی واقعی بیابد.
ناگهان، پیامکی از «لیسا» دریافت کرد: «بیداری؟ دلم هوای قهوه کرده. میای بریم همون کافه همیشگی؟» ️
1.0
عاشقانه تنهایی رمان عاشقانه اجرای موسیقی دعوت به قهوه تنهایی در لس آنجلس آیا میدانستید پدیده 'خلاء موفقیت' وجود دارد؟ پس ا...