توکل یعنی خدایا خودت درستش کن:
در روانشناسی، «توکل» با مفهوم موضع کنترل درونی و بیرونی گره خورده است؛ پژوهشها نشان میدهند نیایش و واگذاری امور به نیروی برتر، فعالیت آمیگدال را کاهش داده و سطح کورتیزول را پایین میآورد. پارادوکس کنترل: هرچه انسان بیشتر سعی کند همه چیز را کنترل کند، اضطرابش بیشتر میشود؛ پذیرش محدودیت قدرت شخصی، یک راهبرد شناختی برای بقاست. در تاریخ، رواقیون این حالت را «آمور فاتی» مینامیدند: عشق به سرنوشت.
راهکار:
توکل در این جمله نه ناتوانی، بلکه پذیرش محدودیت قدرت شخصی است؛ از نگاه روانشناسی، این پذیرش با کاهش اضطراب و افزایش تابآوری همراه است. شاید بهتر است آن را نه «ناتوانی» بلکه «انتقال هوشمندانه بار اضافی» دید.