بوسههای فرودگاهی: چرا همیشه دیر قدر داشتهها را میدانیم؟:
طبق «نظریه چشمانداز» کانمن و تورسکی، درد از دست دادن، دو برابر لذت به دست آوردن است. برای همین بیشتر دعاها در بیمارستان و بوسهها در فرودگاه اتفاق میافتند؛ چون مغز فقط در آستانه نابودی، ارزش چیزها را حس میکند. این سوگیری ریشه تکاملی دارد: اجداد ما برای بقا، تهدیدِ از دست دادن را جدیتر میگرفتند. چرا این سیستم هشدار باستانی را خاموش نمیکنیم؟
راهکار:
شاید این فقط یک خطای ذهنی نباشد، بلکه یک شگرد ناخودآگاه برای محافظت از دلهایمان است. اگر از اول بدانیم همه چیز رفتنی است، زندگی فلج میشود. پس تأخیر ما، موتور امید است.