چیزهایی که بدون هم معنا ندارند؛ چرا بهتر است کنار هم نباشند؟:
در فیزیک کوانتوم، دو ذره درهمتنیده اگر از هم جدا شوند، رفتار هرکدام بهتنهایی تصادفی و «بیمعنا» به نظر میرسد؛ اما در کنار هم، یک سیستم منسجم را تعریف میکنند. فلسفه زبان هم میگوید معنای واژهها از شبکه روابطشان با واژههای دیگر ساخته میشود. پس «معنا نداشتن بدون هم» عیب نیست، نشانه درهمتنیدگی است. آیا رابطهها باید خودبسنده باشند یا وابسته بودن به دیگری میتواند عمیقتر باشد؟
راهکار:
این جمله را میتوان طوری بازنویسی کرد که تلخیاش به بازی تبدیل شود: «بعضی چیزها فقط وقتی با هم معنا دارند، مثل قفل و کلید؛ پس نبودنشان یعنی بالاخره جای درستشان را پیدا کردهاند.»