چیزی که نمیشه بهت گفت:
آیا میدونی مغز انسان در مواجهه با جملات «غیرممکن» مثل همینه، ناحیهای به اسم «پیشپیشانی» فعال میشه که تلاش میکنه راهی برای منطقیسازی پیدا کنه؟ وقتی میگی «نمیشه گفت»، درواقع داری یه پارادوکس ارتباطی میسازی: خودِ همون جمله «نمیشه» رو داره میگه. بهقول ویتگنشتاین، «از آنچه نمیتوان گفت، باید سکوت کرد» اما تو داری با همون سکوت حرف میزنی. سوال: آیا این ناتوانی در گفتن، گاهی دقیقترین ترجمهٔ یه احساس نیست؟
راهکار:
گاه «نمیشه گفت» خودش بزرگترین جملهست. شاید این ناتوانی در کلام، عمیقترین شکل بیان باشه: وقتی چیزی از حد واژهها فراتر میره، سکوتش رو پررنگتر میکنه.