گفت:«
ازچَشامانَش بِگو!»
گُفتَم:
دَریایی بی اِنتِها بود که مَرا دَر خودَش غَرق میکرد(:
من قربون چشای پسرم برم🥹🫠️
ازچَشامانَش بِگو!»
گُفتَم:
دَریایی بی اِنتِها بود که مَرا دَر خودَش غَرق میکرد(:
من قربون چشای پسرم برم🥹🫠️
4.8
عاشقانه مهربانی عشق مادرانه توصیف احساسات عشق بیپایان چشمهای فرزند از نظر عصبشناسی، نگاه کردن به چشمان یک نوزاد یا ک...