چشمات خسته و قلبی که دیده نشد:
تحقیقات در «فرضیه چشمِ همیار» نشان میدهد: سفیدیِ بزرگ و قابل مشاهدهی چشم انسان تقریباً منحصربهفرد است و این فقط برای این تکامل یافته که دیگران بتوانند جهتِ نگاه و احساسات را از چشمها بخوانند. خستگی چشم هم توانایی مغز را برای تشخیصِ ریزحرکاتِ چهره کاهش میدهد؛ همان ریزحرکاتِ نیمهثانیهای که قلب آدم را لو میدهند. پس شاید ندیدنِ قلبِ تو، نه بیرحمی، که محدودیتِ یک چشمِ خسته باشد.
راهکار:
شاید او قلب تو را ندید چون چشمهایش هنوز روی ردی از دلِ خودش قفل بود؛ گاهی غمِ مخاطب، خودِ مخاطبِ غم است. همین تلقی میتواند شعر را از شکایت به درکِ تنهاییِ مشترک ببرد.