غرقِت میشم؛ رجزخوانی عاشقانه دزیره و اوژنی:
مردمک چشم هنگام برانگیختگی عاطفی تا ۴۵٪ گشادتر میشود و مغز آن را نشانهٔ میل میخواند؛ پس استعارهٔ غرق شدن در چشم ریشهٔ عصبی دارد. مولانا «دریای بیپایان» را برای فنای عاشق به کار میبرد. در روانشناسی غرقگی (Flow) هم از دست رفتن مرز «من» همان حالتی است که عشق پرشور ایجاد میکند؛ بنابراین «غرقِت میشم» در این دیالوگ وعدهٔ لذت رها شدن است، نه صرفاً رجزخوانی.
راهکار:
این بدهبستان فقط یک رجزخوانی عاشقانه نیست؛ دعوت به سنجیدنِ عمق تمایل است. در روانشناسی روابط، کسی که میگوید «تو دریا شو» در واقع کنترل را پس میدهد تا میزان کشش طرف مقابل را بیازماید. بازی غرق شدن همان لحظهای است که مرز ترس و میل محو میشود.