چشمتوچشم شدن و انکار خاطرات؛ آن لحظه سنگین سکوت:
تماس چشمی مستقیم بهطور خودکار آمیگدال و هیپوکامپ را فعال میکند (مراکز حافظه و هیجان). پژوهشهای تصویربرداری عصبی نشان میدهد حتی وقتی آگاهانه سعی میکنیم خاطرهای را سرکوب کنیم، نگاه به چشمان فرد مرتبط، آن خاطره را در سطح ناخودآگاه تداعی میکند. به همین دلیل است که «زل زدن و وانمود کردن» بار شناختی عظیمی دارد: مغز شما همزمان درگیر بازیابی حافظه و مهار گریستن یا تغییر چهره است. این یک جنگ داخلی تمامعیار در قشر پیشپیشانی است.
راهکار:
این لحظه در واقع یک «قرارداد خاموش» میان دو نفری است که هر دو میدانند خاطرات وجود دارد. هیچکس فراموش نکرده؛ فقط هر دو تصمیم گرفتهاند برای حفظ آرامش، سکوت کنند. چشمها در این حالت مثل یک واسط امن عمل میکنند: نزدیکند، اما لو نمیدهند. پس شاید بهجای سنگینی تظاهر، میشود آن را یک آتشبس احساسی دید که هر دو طرف با نگاهشان امضایش کردهاند.