چرخ خوش شانسی ما همیشه پنچر بوده است:
ذهن انسان برای بقا، تجربههای منفی را سه برابر قویتر از مثبتها ذخیره میکند؛ به این میگویند سوگیری منفی. در آزمایش سلیگمن، حیواناتی که شوک غیرقابلکنترل دریافت کرده بودند، بعداً حتی با وجود راه فرار هم تلاش نکردند؛ این «درماندگی آموختهشده» است. اما در فلسفه رواقی، چرخ بخت همیشه میچرخد؛ پنچری یعنی ماندن در یک نقطه، و این یعنی تغییر قطعی است. آیا بخت واقعاً پنچر است، یا فقط چشمات به سوراخش دوخته شده؟
راهکار:
این تصویر را برعکس ببین: پنچری یعنی چرخ از دور خارج شده و دیگر نمیچرخد تا تو را به همان جادههای تکراری بدشانسی برگرداند؛ شاید همین توقف، شروع مسیری باشد که خودت میسازی.