اگه میموندی؛ شهرو چراغونی میکردم | علی یاسینی:
چراغانی شهر فقط تصویر شاعرانه نیست؛ در علوم شناختی به این «تفکر خلاف واقع» میگویند: مغز بعد از فقدان مدام سناریوهای «اگه میماندی» را شبیهسازی میکند تا با نبودن کنار بیاید. نکته جالبتر: نور مصنوعی و روشنایی خیابانها در حافظه همان مسیرهای دوپامینی را فعال میکند که حضور آدم مهم کنارمان فعال میکرد؛ برای همین شهر بدون او، پرنورترین نقطه هم تاریک است.
راهکار:
توسعهی خلاقانه: استعاره «چراغونی» را از حسرت به زمان حال بیاور؛ مثلاً «چراغونی یعنی همین حضورِ روشن، نه قولِ روشنکردن برای کسی که رفته.» این برگردان، زاویهی تازهای به متن میدهد.