جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

چراغگردان شب

1 پست
متن های چراغگردان شب / بهترین متن چراغگردان شب [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
او می‌خواست اقیانوس باشد، اما حتی قطره‌ای هم نبود.
روزها آواز می‌خواند، ولی صدا از گلویش فرار می‌کرد.
عاشق مهتاب شد، اما دست‌هایش فقط سایه می‌گرفتند.
یک روز قفس دنده‌هایش را باز کرد؛
پروانه‌های مرده از سینه‌اش باریدند و
آنقدر سبک شد که بی‌آنکه بفهمد،
از زمین جدا شد...
حالا هر شب چراغ‌گردانی می‌کند
که به تنهاییِ عابران،
روشناییِ اضافه بدهد.️
1.0
شعر غمگین شعر غمگین تنهایی رهایی از درد چراغگردان شب پروانه‌های مرده
...

شعر کوتاه غمگین درباره تنهایی و رهایی:

مشابه ها