پرسش از فلسفه زندگی: چرا زندهایم؟:
در فلسفه اگزیستانسیالیسم، آلبر کامو میگفت زندگی پوچ است (absurd) و تنها راه مواجهه با آن، شورش و پذیرش این پوچی همراه با لذت بردن از لحظههاست. جالب اینجاست که مغز انسان به طور طبیعی تمایل به یافتن الگو و معنا داره – حتی وقتی معنایی وجود نداره، قصه میسازد. این مکانیزم بقا ممکنه ریشهی سوال «چرا زندهایم؟» باشه. نظر شما چیه؟ آیا واقعاً نیاز به یه جواب قطعی داریم؟
راهکار:
این سوال کهن از یونان باستان تا امروز ذهن بشر رو درگیر کرده. یکی از جوابهای جذاب رو ویکتور فرانکل در کتاب «انسان در جستجوی معنا» میده: معنا رو خودت میسازی، نه اینکه پیدا کنی. شاید بهتره به جای «چرا زندهایم؟» بپرسی «چطور میتونم به زندگیم معنا بدم؟»