چرا دیگر کسی نمیگوید بمون؟:
نظریهٔ «دلبستگی اجتنابی» میگوید آدمهایی که بارها طرد شدن را تجربه کردهاند، بهجای التماس برای ماندن، از قبل رفتارِ «برام مهم نیست» را یاد میگیرند؛ این دقیقاً مکانیزم دفاعی غیرارادی ذهن برای کمکردن درد جداییِ احتمالی است. حتی هورمون کورتیزول در شرایط ابهام رابطه ترشح میشود و مغز برای بقا، بیخیالی را به «امنیت» ترجمه میکند. پس «هرجور راحتی» ممکن است مهربانی نباشد؛ زرهای باشد که از ضربههای بعدی جلوگیری میکند. آیا این بیخیالی واقعاً انتخاب آزادانه است یا زخمی که هنوز درد میکند؟
راهکار:
این متن رو میشه برعکس هم دید: «هرجور راحتی» گاهی انتخاب آگاهانهٔ عشق بدون توقع است، نه بیعشقی. اگر دلت میخواهد کسی بماند، اول خودت برای خودت بمان؛ آن وقت جملهٔ طرف مقابل دیگر تهدید نیست.