خاطرهها و بوی حسرت؛ چرا گذشته رهامان نمیکند؟:
مطالعات عصبشناختی نشان میدهد حسرت، قشر کمربندی قدامی و اینسولا را فعال میکند؛ همان مناطقی که در درد جسمی نقش دارند. پس مغز واقعاً حسرت را درد میداند. اما «اثر محوشدگی عاطفی» میگوید خاطرات منفی معمولاً کمرنگ میشوند؛ مگر خاطرات حسرتبار، چون ذهن مدام «اگر آن موقع...» را شبیهسازی میکند و همین، مدار درد را زنده نگه میدارد. نتیجه: حسرت، یک دردِ شبیهسازیشده از واقعیت موازی است.
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهای دیگر دید: حسرت یعنی انتخابی که در گذشته جدی گرفته نشده و حالا به شکل درس ظاهر شده. هر خاطرهای که بوی حسرت میدهد، در واقع نقشهای است برای نزیستنِ دوبارهٔ اشتباه؛ یعنی حسرت، سندِ رشد است.