جواب ندادن؛ شبی که دوباره غریبه شدیم:
ذهن در نبود پاسخ، سناریوسازی میکند؛ پژوهشی نشان داده ابهام در رابطه، همان بخش از مغز را فعال میکند که درد فیزیکی را پردازش میکند. سکوتِ ناگهانی برای سیستم عصبی از طردِ صریح هم فشارآورتر است چون هیچ «بستهای» برای پردازش ندارد. پس آن شبِ رندوم فقط بیرون نیست؛ سیمکشی خاطره را هم دوباره مینویسد. آیا غریبهشدن، مکانیزم محافظت از زخم است؟
راهکار:
این تصویر غریبای را نشان میدهد که از دل سکوت متولد شده. میشود آن را نه پایان، که یک «پیشدرآمد» دید: اگر غریبهشدن طبیعی است، آشنایی دوباره هم میتواند از یک پیام کوتاه شروع شود. اما برای شاعرانهتر شدن، ایده «شب رندوم» را به «شب انتخاب» تغییر بده؛ یعنی همهچیز عوض نمیشود، مگر اینکه جواب ندادن را یک انتخاب بدانیم.