حد و مرز شناخت آدمها؛ تو فقط آنقدر میدانی که اجازه دادی:
در روانشناسی به این «پنجره جوهری» میگویند: خودآگاهی ما چهار بخش دارد؛ آنچه دیگران میبینند فقط «صحنه باز» است، اما «نقطه کور»، «بخش پنهان» و «ناشناخته» باقی میماند. حتی خودِ شما هم به تمام ناخودآگاهتان دسترسی ندارید؛ پس شناخت دیگران همیشه شناختِ بخشِ نمایشیِ ذهن آنهاست. آیا تا به حال کسی را واقعاً بیشتر از آنچه اجازه داده بود، شناختهاید؟
راهکار:
این جمله فقط یک دیوار دفاعی نیست؛ دارد میگوید هر شناختی از آدمها، در بهترین حالت، تصویری است که خودشان اجازه دادهاند ببینیم. شاید جذابیت واقعی رابطهها نه در شکستن این مرز، که در ساختن فضایی است که کسی بخواهد خود واقعیاش را بیشتر نشان بدهد.