شعر دلتنگی: چه کردی با دل من؟:
عشق رمانتیک در مغز همان مدار اعتیاد را فعال میکند: هستهٔ اکومبنس و ترشح دوپامین. وقتی دلت برای کسی تنگ میشود، مغزت الگوی «ترک» را تجربه میکند؛ همان هوس، بیقراری و وسواسِ رسیدن به منبع لذت. پس این شعر فقط تشبیه ادبی نیست، توصیف دقیق یک وضعیت شیمیایی است. اگر دلتنگی نوعی ترکِ دوپامینی است، آیا عاشقی یعنی معتادِ داوطلب؟
راهکار:
دلتنگی در این شعر فقط «نبودن» نیست؛ یک جور «حضورِ غایب» است: کسی آنقدر در تو ریشه دوانده که نبودنش هم پررنگتر از بودنِ خیلیهاست. شاید همین قدرتِ عشق است که حتی فاصله را به شکلِ یک حضور تبدیل میکند.